|
پيام
خانوادة «شهيدابوذر» به مناسبتِ چهاردمينِ سالياد
شهيد مزاري و يارانش
بسم الله الرحمن الرحيم
ولا تحسبنالذين
قتلوا فيسبيل الله
بل احياء عند ربهم يرزقون
قرآن کريم
بيستـوـدوم
حوت
فرا رسيده است. اين لحظة غمناك و شكوهمندِ تاريخ، ياد ديالكتيك فاجعه، فراموشي،
مقاومت و شهادت را، پس از آن كه ما خود همه چيز را، همة آن دستاوردهاي عظيم را كه
مخاطرهجوييها، ايثارگريها، شهادتطلبيها و از جانگذشتگيها براي ما به ميراث
گذاشته بود، به محاق برده ايم، باز مكرر نموده است. پس از غفلتها و
فراموشيها، عافيتخواهيها و معاملهگريهاي كه منطق زندگي هر روزه و آرزوي حقير
نَفَسكشيدنِ حقارتبار در اين دنياي دمناك مهاجرت و آوارگي ما را هر روز از
خودبيگانه ميكند.
بيستـوـدوم
حوت
فرا رسيده است و سپهر زرين و تابناك خودش را بر برهوت ظلماني حيات ما فراگسترانيده
است. چرخش ايام، گذر روزها، سالها و قرنها هرچند تكرار شود، اما اين سمفوني
بيداري، آگاهي و عدالتخواهي، هر سال در اين لحظة عطف، در اين لحظة فراموشيناپذير
و دايماً زنده و زايا، در اين لحظهايي تاسيس كه كنش عدالتخواهانه به اوج ميرسد و
خورشيد تابناك مزاري، آن رهبر بيبديل ويگانه، آن رهبر لحظههاي خطر و مقاومت، آن
پناهگاه آرامشبخش آوارگان پا برهنه، آن صداي رساي فراموششدگانِ تاريخ
و آن قامت همواره استوار و بلند انساني بر تارَكِ آن ميدرخشد، به نوا در
مي آيد. اينك جهانِ ما را چنين ايام شكوهمندي فراگرفته است و ما پس از چهارده سال
باري ديگر با مزاري و يارانش، و راهي روشن و پر مخاطرهايي كه او براي ما گشوده
است، به هم ميرسيم و ما با او چونان پدرِ مهربان و تكيهگاه مطمئني روزهاي دلهره،
اضطراب و بيم و اميد هم سخن ميشويم و با اشكي در چشمان، آه و حسرتي بيدريغ در
سينه و قلبهاي آكنده از درد و وجودي سراسر ملتهب و شعلهور از فراق و جدايي، از
تنهايي و بيپدري، از گفتهها و ناگفتهها، از شرمساري و حقارت، از خيانت و فريب،
از روزگار هزلي كه ما را احاطه نموده است، از خودش، آن سيماي تابناكش، پيشاني بلند
و غرور آفرينش، «چشمان آبي» و محاسن نوراني اش، از پوشش پشمينهاش، از وقار و متانت
اش، از هيبتش، از مهرباني اش، از طنين آواز دلنوازش، از سخنهايش،
از راه رفتنهايش از نشستنها و برخاستنهايش، ازاشكهايش به خاطر كشتهشدگان و
آوارگان افشار، از اسارتش، از بدنِ... از خانوادههاي سربلند اما فراموششدة يارانِ
شهيدش، تنها بازمانده و سرانجام از زينبش و يادگار غيرت مندش با او سخنها
ميگوييم، اشكها ميريزيم، ناله سر ميدهيم و در آغوش گرم و نوازنده اش آرام
ميگيريم. به پاس يادداشت اين روز بزرگ و شكوهمند لازم است كه نكاتي را با شما
عزيزان، فرهيختگان، عدالتخواهان و مشتاقانِ «رهبر شهيد عبدالعلي مزاري» و ياران
وفادارش در ميان بگذاريم.
1):
دوستان عزيز، خواهران و برادران مهاجر و فرزندان و رهروان صديق شهيد «بابه مزاري»،
در هر جاي جهان كه هستيد، در افغانستان يا پاكستان و ايران و اروپا و آمريكا و
استراليا ياد بابه مزاري و همراهان از جانگذشته و شهيدش، همة ما را با همة
گوناگونيها و سلايقي كه داريم، با هر خواسته و آرزويي كه زندگي ميكنيم، با هر
گرايشي كه داريم، در اين روز غمناك و سرنوشت ساز به هم ميرساند و به گوناگونيها و
تنوع ما وحدت و يگانگي ميبخشد. شما را به خدا، مزاري و خونِ سرخِ شهداي راه عدالت
سوگند ميدهيم که براي وحدت و يگانگي بيانديشيد. بهسود به افشار پيوست؛ بيش از
هفتهزار خانه ويران شد، صدها شهيد و هزاران هزار آواره، اگر هشيارنباشيم و اگر اين
وضعيتِ فروپاشي اخلاقي را تشديد کنيم، آيا دورانِي بد تر از دوران عبدالرحمن و
طالبان در راه نخواهد بود؟ روندِ کنوني فاجعهها را نويد ميدهد پس
بياييد به پيروي از مزاري بزرگ دست به دست همداده و مقاومتِ عدالتخواهانة غرب
کابل را که در تاريخ افغانستان نظير آن را سراغ نداريم احيا نماييم. ما خانودههاي
شهدا حاضريم هزارانبار جانِ خويش را در راه عدالت و آزادي مردم فدا
نماييم.
2):
در تاريخ ستمبار افغانستان عدالتخواهي با نام مزاري و مبارزات عدالتخواهانهاي او
و مردم هزاره به طور گسستناپذيري گِره خورده است. عدالتخواهي و مبارزه با اشكال و
صورتهايي از نابرابري، تبعيض، شرارت و تباهي، ميراث ارجمندي است كه از بابه مزاري
و نسلهاي پيشين، به ويژه قربانيان و شهيدان مقاومت غربِ كابل، باميان، مزار و ديگر
نقاط افغانستان به بهاي قربانيشدن و نابودي هستي و حياتِ شان به ما رسيده است.
عدالت به مثابه «پروسة نا تمامِ شهيد مزاري» هنوز در آغاز راهش هست، بياييد براي
تحقق عدالت و برابري از جان و دل صميمانه تلاش نماييم، در غير اين صورت به مزاري،
به تاريخ، و نسلهاي آيندهاي خويش خيانت کردهايم.
3-
بيستـوـدوم حوت،
تلنگري است كه به جايگاه خويش در اين جريان عدالتخواهي، و سرنوشتي
را كه اين جريان در كليت خويش امروزه در تاريخ معاصر افغانستان دارد، بيانديشيم و
از باب دلواپسيِ حفظ آرمانهاي فردي و اجتماعي رهبر شهيد و از باب محقق ساختن
مطالبات تاريخي و اجتماعيِ جامعهاي خويش كمكاريها، دشواريها، انحرافها و
سردرگميهايي كه در آن ايجاد شده است را آسيبشناسي نماييم. بدون شك وضعيت موجود با
آنچه كه ميتواند خواستهها و آرمانهايي جامعة ما و رهبر شهيد را محقق كند، بسيار
فاصله دارد. تداوم چنين وضعيت سردرگميها و انحرافهاي موجود را ريشهدارتر و
پايدارتر ميكند و ما را در وضعيتي قرار ميدهد كه ديگر بازگشت به خط عدالتخواهي،
به عنوان ميراث ارجمند «بابه مزاري» را سخت دشوار و حتي امكانناپذير ميسازد.
خواستة اين جمع، به عنوان بخش كوچكي از خيلِ عظيم رهروان مزاري، در وضعيت حساس
كنوني اين است كه دانشمندان، روشنفكران، تحصيلكردگان و چهرههاي دلسوز و وفادار به
آرمانهاي مزاري چه در داخل و چه در خارج نقشِ مهم خويش در تداوم جريان عدالتخواهي
را جدي گرفته و از طريق همسخني و گفتگو، همكاري و همفكري با يكديگر از اين ميراث
ارجمند به خوبي پاسداري نمايند.
4):
سنت برگزاري مراسم سوگواري در هر سالياد شهادت رهبر شهيد، از سوي
مردم، هرچند به خوبي عمق عواطف و احساسات پاك مردم نسبت به او را به خوبي آشكار
ميكند، اما براي نشاندادن پايبندي واقعي و پاسداري جدي از آرمان، خط و راهي كه او
براي ما به ميراث گذشته كافي نيست. زماني ميشود گفت كه ما به خوبي
از او تجليل كردهايم و وارثان خوبي براي او بودهايم كه آرمانها،خواستها و
انديشههايش را تا نهايت منطقياش دنبال نموده باشيم. اين كار پيشاپيش مستلزم آن
است كه انديشهها، افكار و شخصيت رهبر شهيد به خوبي تحليل شده و در دسترس همگان
قرار گيرد. اين در حالي است كه ما تا هنوز يك مجموعهاي منسجمي از زندگينامه و
سخنرانيهايش را به صورت مكتوب در دسترس نداريم. بنابراين كمترين انتظار از رهروان
صديق بابه اين است كه هرچه زودتر اين نقيصه بر طرف شود، و دستِ كم يك مجموعهاي
مكتوب از سخنرانيها و زندگينامة بابه چاپ شده و در دسترس همگان قرار گيرد.
والسلام
از
طرف خانوادة شهيد ابوذر ،
22. حوت 1387 سویس
|