|
دموکراسی در آزمایش افغانستان و یا افغانستان
در آزمایش دموکراسی؟
مقاله
از مرتضی خرّمی
دور دوم
انتخابات ریاست جمهوری درافغانستان واقعاً به تمسخر گرفته شده است . تمسخریکه در
فرجام جز خواری و ذلت چیز دیگر را درقبال نخواهد داشت . مردم افغانستان
دراکثر مسایل میخواهند معیارهای که پذیرفته شده ی جهان باشد آن را دگرگون ساخته
؛ تاکه شوروا اش را بیرون نیاورند رها کردنی نیستند .
درست بخاطر
داریم ، که رهبران و هواداران احزاب خلق و پرچم در یک کودتای خونین در سال 1357
خورشیدی بعد از رسیدن به قدرت آنقدر در سیاست هایشان بنام دموکراتیک ،
ایدیالوژیک کمونیزم یا سوسیالیستی زیاده روی کردند که حتی برلین در برابر نو آوری
های افغانهای کمونیست انگشت به دهن گذاشتند و در انتهای قضیه و برانگیختن احساسات
مردم مسلمان افغانستان ریشه دموکراتیک سوسیالیستی را تا برلین به شکست مواجه ساختند
.
بعد از سال
1371 خورشیدی یعنی پیروزی جهاد ، مجاهدین که بدون داشتن یکبرنامه منظم و
پلان استراتیژیک وارد کابل پایتخت شدند بجای سازندگی و التیام زخمهای چندین ساله
از یکدیگر با سلاح گرم و تبلیغات نادرست استفاده کرده و تراژیدی افغانستان را
چندین برابر ساختند و حتی امیدواری های مردم را به یأس و نا امیدی مبدل کردند .
مجاهدین هنوز
در کشمکشهای قدرت طلبی بودند که گروه جدید بنام طالبان در اوسط سال 1373 از مرز
جنوب کشور ظهورکردند و با سردادن شعارهای اسلامی ، مجاهدین و فاتحین انقلاب اسلامی
را سیل آسا در کوه ها و دره های ولایات افغانستان متفرق ساخته و به یک قدرت بزرگ
منطقه یی مبدل گشتند .
هنوز آب در
درون شکم رهبران وهوادران این گروه سنتی گرم نیامده بود که با وضع نمودن قوانین
سختگیرانه ای اسلامی کارهای را روی دست گرفتند که کشورهای اسلامی از وضع شدن
قوانین اسلامی توسط طالبان به وحشت افتاده و طالبان با زیاده روی در مسایل
اسلامی چهره صلح طلبانه و متمدن اسلام را در نزد جامعه جهانی تخریش و تخریب نمودند
و این کار طالبان باعث شد تا کشورهای اسلامی و غیر اسلامی بسوی افغانستان به دیده
شک بنگرند و نگاه تحقیر آمیز داشته باشند .
دراواخر سال
1380 طالبان بعد از حادثه یازدهم سپتامبر سال 2001 میلادی و عدم تسلیم دهی
اسامه بن لادن رهبرشبکه تروریستی القاعده حرف از مهمان نوازی افغانها بمیان آورد و
از مهمان نخوانده حمایت کرد اما بنام دین و مذهب و غیرت افغانی افغانها را به کام
مرگ فرستاد و فرارشان را بر قرار ترجیح داده وفصل نوین و آزمون دیگر با ورود
جامعه جهانی در افغانستان و سردادن شعارهای دموکراسی آغاز یافت .
دموکراسی یک
کلمه ی سیاسی است و آمریکا یعنی حریف دموکرات شوروی سابق با این واژه سیاسی وارد
افغانستان شد ، بعد از دونیم دهه جنگ - کمونیزم با هواداران داخلی شان
شکست خوردند وامپریالیست جایش را به قیمت خون میلیونها افغان در
افغانستان بازکرد . دموکراسی بعنوان واژه دهن پرکن برای همگان هدیه تو
خالی غرب بود . غربی ها با آوردن دموکراسی ، حکومت مردم برمردم به قول خودشان صادقانه
وارد شده بودند اما افغانها در تحقق دموکراسی زیاده روی کرده اند و معنی حقیقی
دموکراسی را نتوانستند درمیان مردم عام به درستی مطرح و تفهیم کنند . ایالت متحده
آمریکا که خود را بنیانگذار پدیده ای دموکراسی میخوانند دوحزب قدرتمند دارد
که در انتخابات ، مسایل ملی و بین المللی با هم به رقابت میپردازند ، اما در
افغانستان بیشتر از یکصد حزب ثپت وراجستر گردیده و افغانهای دموکراسی خواه باردیگر
از دموکراسی و آزمایش آن زیاده روی بیش از حد مینمایند .
ساختن احزاب
سیاسی تنها مسئله ی مورد بحث در افغانستان نیست بلکه جوانان افغان از
دموکراسی در مود وفیشن نیز استفاده کردند و آزادی های مودو فیشن را بیشتر نسبت به
آزادی و حق سیاسی شان بکار بردند .
مبرهن است که
مردم آمریکا درمواقع انتخابات ؛ بادو کاندید در برابر هم رقابت میکنند
و در افغانستان بیشتر از ده ها کاندید در برابر هم قرار گرفته و تبلیغات
متعدد و بیجا را از یکدیگر شان دریغ نمی نمایند .
مردم افغانستان
در اولین انتخابات و اولین آزمون دموکراسی در هجدهم میزان سال 1383 هجده نفر
کاندید داشت که انتخابات یاد شده اکثراْ جنبه ی قومی یافت و چهار نفر
به اساس ترکیب قومی شان در ردیف اول تا چهارم قرار گرفتند و بقیه کاندیدان موفق به
آرای بیشتر نگردیده و مجاهدین برعلاوه انتظارات مخالیفین شان بیشترین آرا را بدست
آوردند و درمیان کاندیدان لیاقت و شایستگی مطرح نبود و روابط قومی تأثیرات بسزای
خودش را داشت .
مردم از یکسو
خوشحال بودند که دموکراسی را آزمایش میکنند و از این بیخبر بودند که در آزمایش
دموکراسی قرار دارند و سرنوشت افغانستان از جا های دیگر رقم میخورد .
ما دربیست و
نهم اسد امسال ( 1388 ) در آستانه دومین دور انتخابات ریاست جمهوری در
افغانستان قرار داریم . امسال مرحله حساستر از دوره ی قبلی است . هیچ کاندیدی
نمیداند که برنده خواهد شد یاخیر اما ازدحام در کاندیداتوری و ایجاد غایله
فکری میان مردم کشور همچنان ادامه دارد .
ازدحام
کاندیدان مردم را در انتخاب یک چهره ی واقعی و خدمت گزار مردم به چالش کشانده و
این کار خودش بمعنی عدم درک دموکراسی و عدم برنامه ریزی دقیق برای یک انتخابات
سرنوشت ساز است . مردم افغانستان در این مرحله بدون در نظرداشت مسایل قومی ، سمتی
و تنظیمی میباید سرنوشت خودشانرا خودشان رقم بزنند و برای فردای بهتر شان انتخاب
سالم و درست داشته باشند .
اگر افغانها در
شناسایی کاندیدان دقت کامل نداشته باشند ثبات افغانستان درخطر خواهد افتاد و
کاندیدانیکه در زمان کار و وزارت داری شان امتحان خوب ندادند انتخاب شان بازهم یک
اشتباه غیر قابل جبران خواهد بود .
تعصبات قومی ،
عدم عدالت اجتماعی و خدشه دارشدن وحدت ملی از سیمای تعداد زیاد ازکاندیدان مشخص
است .
ما میباید درک
کنیم که ، در آمریکا وسایر کشورهای متمدن دنیا طرح و برنامه یک کاندید
مهم است ، در افغانستان مسایل رفاقت ، سمت ، قوم و فراکسیون بازی ها .
دموکراسی
خواهان افغان بدون اینکه از دموکراسی امروز و دموکراتیک دیروز چیزی را تحلیل و
تجزیه کنند ، چنان با اشعار چاپلوسانه وارد شدند که امروز کشورهای دارای دموکراسی
را پریشان و متحیر ساخته اند که در دموکراسی ما چنین چیزهایی وجود نداشت و
امروز در افغانستان در حال آزمایش قرار دارد .
مردم افغانستان
و سیاستمداران کشور ما کارهای مزدوران اتحاد جماهیر شوروی وقت ، ملاعمر و دیگران
را درعصر کنونی تکرار نکنند و زیاده روی در دموکراسی ارزش مردم ما رادر نزد
جهانیان کمرنگتر میسازد.
|