|
|
آيا انتخابات قومي مي شود؟
منبع: هشت صبح, قیام
بعد از نشر گزارشي در
انديپندينت و بازتاب آن در رسانه هاي افغانستان مبني بر تلاش براي توافق اشرف غني احمدزي با
حامد كرزي، آنچه به حيث يك بحث جديد مورد توجه قرار گرفته است، ارزيابي در خصوص به
وجود آمدن گرايش هاي خفيف يا شديد قومي در انتخابات رياست جمهوري مي باشد. داكتر
اشرف غني احمدزي تا اكنون يكي از منتقدين رهبري نظام سياسي افغانستان بوده است
و اگر اينك از تلاش خود براي ايجاد تغيير در رهبري قدرت دست بردارد، اولين اتهامي
را كه به خود وارد مي كند، تسليم شدن در برابر گرايش قومي خواهد بود.
زيرا با
توجه به تفاوت ها و تمايزهايي كه در شعارهاي انتخاباتي و در موضع گيري و تحليل
هاي اشرف غني احمدزي و حامدكرزي وجود دارد، چنين به نظر مي رسد كه تنها چيزي كه مي
تواند نقطه ي اشتراك اين دو سياستمدار باشد، وابستگي هر دو به يك واحد قومي است.
آقاي احمدزي
در بيانيه ها و نوشته هاي خود، انتخابات جاري رياست جمهوري را آزموني براي دموكراسي نوپاي افغانستان
دانسته است و اگر اكنون خودش از اين رقابت كناره گيرد و به خصوص اگر كناره گيري اش به
نفع حامد كرزي رييس جمهور بر سر قدرت، صورت گيرد، نشان خواهد داد كه شخص آقاي
احمدزي اطمينان زيادي به دموكراسي اي كه وي از آن ياد مي كند نداشته و نمي خواهد در بازي
نهادينه شدن يا نهادينه كردن دموكراسي، خود را قرباني نمايد.
حامد كرزي و
داكتر عبدالله عبدالله دو تن از رقيبان قدرتمند انتخاباتي آقاي احمدزي در جريان كمپاين
به گونه اي عمل كرده اند كه بيشتر به سران قومي و سياسي تكيه كرده اند، اما آقاي
احمدزي سعي كرده است تا با دادن شعار اجماع ملي، سياست متفاوتي داشته باشد. اگرچه
اجماع ملي نه از سوي شخص آقاي احمدزي و نه از سوي همكاران كمپاين اش به صورت وسيع و
دقيق معرفي و تفسير و تحليل شده، اما چنين به نظر مي رسد كه منظور از شعار اجماع ملي،
اشاره به مشاركت عمومي شخصي و فردي در پروسه ي سياسي جامعه مي باشد. اگر تفسير
واقعي آقاي احمدزي از اجماع ملي همين مساله باشد، مي تواند براي بخشي از نيروهاي جوان
و
تجددگراي
كشور كه در برابر سلطه جويي هاي شخصي رهبران قومي و سياسي حساسيت دارند، بهانه اي براي گرد هم
آمدن باشد. اما اين كار در زماني انجام پذير خواهد شد كه اين طرح و برنامه خودش قرباني سياست بازي
هاي شخصي آقاي احمدزي نگردد.
به نظر مي
رسد
انتخابات
بهترين فرصت را براي مردم و نامزدان در رقابت ها فراهم كرده است تا براي رساندن جامعه به يك باور
جديد سياسي كار كنند؛ باور به اين كه رهبري خوب توسط كسي مي تواند اعمال شود كه براي مديريت
شايستگي داشته باشد. اگر چنين باوري در جامعه به وجود بيايد، آن زمان هويت قومي نامزدان
و هويت قومي راي دهندگان در زمان نشاني كردن ورقه راي، در درجه ي دوم اهميت قرار
خواهد گرفت. آنچه در آن زمان به عنوان اولويت اساسي براي راي دهندگان شمرده خواهد
شد، استفاده ي صحيح و درست و منطقي از قدرت راي خويش براي انتخاب يك رهبر لايق،
شجاع، فعال و متعهد خواهد بود.
يكي از
مسايلي كه بايد از سوي كارشناسان و تحليلگران سياسي و باورمندان به دموكراسي تبليغ
شود، اين است كه يكي از ضرورت هاي تحقق دموكراسي در كشور، تغيير در نگرش به نوع
حكومت و رهبري جامعه مي باشد. اگر قرار شود اين تفكر در جامعه تبليغ شود و بخورد
اعضاي
جامعه سياسي
افغانستان داده شود كه هر كدام با انگيزه ي به قدرت رساندن يك نامزد مربوط به قوم خود در
پروسه ي انتخابات شركت كند، نبايد اميد داشت كه دموكراسي در كشور نهادينه شود.
زيرا اگر
چنين مفكوره اي در جامعه رايج گردد، اين احساس به وجود مي آيد كه جداسازي شهروندان
افغانستان بر اساس ماهيت و هويت قومي شان، جزيي لاينفك سرنوشت جامعه است و نتيجه ي
چنين مفكورهاي به بهره مندي و محروميت دوامدار در جامعه منتهي مي گردد. هيچ شكي
وجود ندارد كه اجراي چنين رويه اي باعث بناگذاري يك نوع حس بيزاري و دشمني در ميان
شهروندان افغانستان در چوكات قوم و قومگرايي خواهد شد.
قانون اساسي
سال 1382 كوشش كرده است تا درجه بندي در ارزش و اهميت با استناد به وابستگي به قوميت ها در
كشور را از بين ببرد. از اين رو بر برابري بدون تبعيض شهروندان افغانستان در
برخورداري از امتيازها و شركت در مسووليت ها تاكيد كرده است. اگر قرار شود كه بر خلاف
نص صريح قانون اساسي، برنامه ريزي ها بر اساس طبقه بندي قومي صورت گيرد، نقض آشكار
قانون اساسي مي باشد.
همين
ايجابات دموكراسي بر مبناي حقوق شهروندي باعث مي گردد تا برخي از اقدام هاي رهبران
قومي كه سعي مي كنند با تحريك احساسات قومي براي نامزد مورد علاقه شان كمپاين
كنند، مورد نكوهش قرار گيرد.
در جريان
انتخابات رياست جمهوري كنوني ديده مي شود كه برخي از افراد و اشخاص سعي مي كنند در محور
حركت هاي سياسي قوم محورانه قرار گرفته و از اين طريق به نفع نامزدان مورد علاقه شان
كمپاين كنند. چنين شگردهايي اين باور و ذهنيت را در ميان تحليلگران به وجود مي
آورد كه گويا اين افراد مي دانند كه ممكن است برخي از مردم در پيدا كردن دليل براي
حمايت از بعضي از نامزدان با مشكل مواجه شوند، از اين رو افراد مي توانند تا به مردم
چنين القا كنند كه آنان براي حمايت از يك نامزد دنبال دليل نگردند و صرف به اين
اكتفا كنند كه چون رهبران قومي شان تصميم گرفته اند، چنين كاري را انجام دهند. اما
با توجه به رشد فكري و سياسي مردم (حتا به صورت نسبي) به نظر مي رسد اين شگرد كارساز
واقع نخواهد شد.
|
|
برگـــزیده هــای روز
صفحه صوتی
اسلامی
|
|
|
|
:خبر های صوتی
و تصویری روز
|
|
|
|
مـصاحــبه هـــا 
|
|
|
|
|
|