|
لحظه ی افتخار و غرور برای افغانستان
نویسنده: نوشین
ارباب زاده منبع: گاردین، جمعه 24 جولای 2009
ما، نسلی بودیم که هرگز خوشبختی
را درک نکردیم؛ بیشتر زندگی خودمان را در فرار گذراندیم، در به در تق تق زدیم. بوت
های مان کمک هایی از طرف همسایگان و رویاهای مان دست دوم بود. ما دیگران را تماشا مي
کردیم که از نامزدهای ریاست جمهوری شان حمایت کرده و سپس با هیجان زیادی به آنها رای
می دادند. ولی ما نفهمیدیم که انتخاب کردن ريیس جمهور خودمان، چه حس و حالی دارد. ما
به این عادی شده بودیم که به دیگران به خاطر آن چه که داشتند، حسادت کنیم. ما هیچ گاه
چیزی نداشتیم.
این ها واژه های شاعر، رضا محمدی
بود که به (زبان) دری نوشته شده است و احساسات یک نسل کامل را در مورد انتخابات پیش
رو در افغانستان، بازگو می کند. اما امروز، مردم افغانستان، دلیلی برای افتخار کردن
دارند. شبکه ي طلوع، که یک ایستگاه مستقل تلویزیونی است، اولین مناظره ریاست جمهوری
کشور را به صورت زنده پخش کرد. این (مناظره) به آرامی پیش رفت. بدون در نظر گرفتن پیامد(آن)،
این مناظره یک لحظه ي تاریخی را در عرصه ي دموکراتیزه ساختن افغانستان رقم زد.
لینک ها و معلومات (این مناظره
تلویزیونی) به سرعت از طریق (سایت) فیس بوک به اشتراک گذاشته شد، تا مهاجران و مردم
محلی بتوانند آن را ببینند و بشنوند، مهم نیست که چقدر از کابل دور هستند. نظرها (
در این زمینه) پشت سرهم سرازیر شد، اما حس مشترک یکی از دست آوردهای (این مناظره) بود.
قسیم اخگر، یکی از ناظران مناظره برنامه گفتمانی که به دنبال (این مناظره) از طریق تلویزیون طلوع، شبکه تلویزیوني لمر و رادیو
آرمان به نشر رسید، گفت: "امیدوار بودم که ريیس جمهور کرزی هم در مناظره شرکت
داشتند؛ ایشان می توانستند سهمی در موفقیت ما داشته باشند".
ريیس جمهور کرزی، بیست و چهار
ساعت قبل از پخش (این برنامه) از مناظره پا بیرون کشید. تیم مبارزاتی وی، مجموعه ای
از توضیحات متناقض مطرح کرد: دعوت نامه خیلی دیر به ما رسیده بود، این ایستگاه تلویزیونی
قانون رسانه ها را نقض کرده است. سر انجام وب سایت کابل پریس که اخیرا مسدود شد، به نقل از کرزی نوشت:
"برادران ، ابتدا باید بدانم که آیا این فردی که من علیه او بر می خیزم و با او مناظره می کنم یک افغانی است یا نه؟ منظور
من این است که او واقعا یک افغان است و یا این که او را از خارج از کشور فقط برای تحت
فشار قرار دادن من فرستاده اند؟ آیا او صرفا کسی است که پاسپورت خارجی خود را در یک
جای امن در سفارت امریکا گذاشته و بنابراین می تواند در صورت نا کامی در شکست من ناپدید گردد؟ ".
هدف این اظهارات، اشرف غنی، یک
اقتصاد دان بانک جهانی و یکی از دو رقیب اصلی کرزی است. باید به خاطر داشته باشیم کرزی
که سال ها به حمایت امریکا به عنوان پشتیبان اصل اش افتخار می کرد، این اظهارات تا
حدودی طعنه آمیز می باشد. کرزی که علاقه ي زیاد به دور انداختن روابط قدیمی دارد، یک
وب سایت اش را به خاطر نمایش تصویری از وی که در آن تصویر به هم ریخته به نظر می رسد
و او را در محاصره گروهي از نیروهای ویژه امریکایی نشان می دهد، مسدود کرد.
این تصویر در ارزگان در روزهای
اولیه آغاز کارش به حیث رییس جمهور موقت مورد حمایت امریکا گرفته شده است. برای این
که نسبت به کرزی عدالت را رعایت کرده باشیم، باید بگوییم که او اولین رهبر افغان نیست
که توسط یک هلیکوپتر خارجی وارد افغانستان شده و توسط نیروهای خارجی احاطه گردیده است.
رهبران مجاهدین در سال های 1990 با هلیکوپترهای پاکستان در میدان هوایی بگرام پایین
شدند. پیش از آن ها اتحاد جماهیر شوروی نامزد
مورد نظر شان، ببرک کارمل را توسط سیکورسکای وارد افغانستان کرد.
هرچند کرزی در آخرین دقایق پایش
را ( از مناظره) پس کشید، برداشت افغان ها از این اولین مناظره ریاست جمهوری که بین
دو نامزد: اشرف غنی احمدزی و داکتر عبدالله عبدالله، وزیر خارجه سابق بر گزار گردید
چيست؟ در قسمت پاليسی های خاص اقتصادی، اشرف غنی ( دیدگاه ) روشن داشت اما در کل درک
او از سیاست افغانستان رضایت بخش نبود. در مقابل، داکتر عبدالله در مسايل اقتصادی پالیسی
روشني نداشت اما در قسمت مسايل سیاسی و اجتماعی افغانستان، دست برتر داشت. برخورد دو
نامزد با یک دیگر مدنی بود و هردو انتقادهای مشترک را متوجه دولت کرزی ساختند، هرچند
هردو در دوره اول دولت کرزی نقش داشتند. برخی
از منتقدان کرزی بر این باور اند که این دو نامزد باید در برابر کرزی به عنوان یک تیم،
دست به دست هم دهند.
تخصص آن ها مکمل یک دیگر می باشد
و تعلق داشتن آن ها به گروه های قومی ـ داکتر عبدالله یک تاجيک و اشرف غنی یک پشتون
ـ به عنوان یک امتیاز انتخاباتی نگريسته شده است. اما یک مشکل وجود دارد: سوابق آن
ها. رهبران افغان به خاطر بی تمایلی شان برای تقسیم قدرت معروف اند. آن ها ترجیح می
دهند که بر یک فراکسیون کوچک حاکمیت داشته باشند تا این که به خاطر یک خوبی بزرگتر
و تبدیل شدن به یک معاون از قدرت، چشم بپوشند. همان طوری که افغان ها می گویند، هیچ
کس نمی خواهد که ده سنتی باشد بلکه هر کس می خواهد که دالر باشد. ( هیچ کس نمی خواهد
که نیم سیری باشد، بلکه هرکس می خواهد که یک سیری باشد.) اما هنوز شاید غنی و عبدالله
باعث تعجب هر کسی گردند. در هر صورت، بازنده ي واضح اولین مناظره ریاست جمهوری کرزی
بود. رقيبان کرزی او را متهم به بزدلی کردند، در حالی که حامیان او امیدوار بودند که
کرزی در این مناظره شرکت می کرد و به رقيبان اش ثابت می ساخت که آن ها در اشتباه اند.
هیچ کس درباره ي این انتخابات
خوش بین نیست. برای برخی منتقدان، رقابت بین
کرزی و اشرف غنی، نشانه ي هیچ پیشرفتي نیست جز ادامه ي رقابت پشتون های درانی در برابر
غلجایی بر سر رهبری افغانستان. کرزی یک درانی است و غنی مانند ملا عمر غلجایی است.
به همین دلیل است که اشرف غنی بر خلاف کرزی ادعا می کند که می تواند طالبان را تشویق
به گفتگوهای صلح کند. در مورد اشرف غني اتهامات مبنی بر ناسيوناليزم قومی و تبعیض علیه
اقوام غیر پشتون، مطرح شده است، هرچند ضعف اصلی او ظاهرا گداخته شدن سریع و اعتماد
بیش از حد به حمایت غرب می باشد. انتخاب جیمز کارویل، یک مشاور امریکایی در تیم مبارزات
انتخاباتی اش، به جنبش او کمکی نکرده است.
در مقابل اشرف غنی، عبدالله متهم
است که به خاطر مصالح سیاسی، سرش را پایین نگهداشته و به طور آشکار در باره ي هیچ پالیسی
صحبت نکرده است تا گزینه هایش را باز نگهدارد. منتقدان عبدالله می گویند که دوره تصدی
مقام وزارت خارجه توسط او از سال 2001 تا 2006 ، سبب شد تا فساد بیشتر گردد و اشاره
می کنند که کارمندان او در سفارت افغانستان در تهران، پایتخت کشور همسایه ایران، این سفارت را به تجارتخانه ي پرسود برای تجارت دارایی
های ملی مانند سنگ های گران قیمت و محصولات تاریخی مبدل ساختند. یک سند که اخیرا برای
کابل پرس پست شده بود، مدرک یک سو استفاده مالی قابل توجه را توسط یکی از دیپلومات
های ارشد وزارت خارجه دوران آقای عبدالله ، ارایه می دهد.
اما با این همه، به سختی سیاست
مدارن افغان عاری از اتهامات، مانند فساد، نژاد پرستی و حتا جاسوسی می باشند. آن های
که از سوی نامزدان متاثر نشده اند اما از این مناظره به خودی خود متاثر شده اند. کرزی
یا بدون کرزی، سیاست مداران افغان از زمان برگزاری لوی جرگه در سال 2001 ، راه طولانی
را پیموده اند.
|