|
ضرورت و اهمیت پژوهش و دانش پژوهی
برای افغانستان
 |
سلطانعلی کشتمند
سلطان علی کشتمند رییس کانون پژوهشگران
افغانستان و صدراعظم پیشین کشور درهمابشی که بخاطر برپایی نمایندگی کانون در
انگلستان و دفتر مرکزی آن درلندن، به تاریخ ۳۰ می ۲۰۰۹ برگزار شده بود، بیانیه ای ایراد نمود که
دراینجا به نشر و پخش آن پرداخته میشود. گزارش کامل همایش کانون در لندن درسایت
"پژوهشنامه" به این آدرس:
www.pezhuhish.com یا www.kanoononline.org قابل دریافت است.
|
بگونه ایکه درگزارش آمده است، هدف ازاین همایش، کیفیت یعنی تصمیم گیری برای انجام
کارهای مشخص بود و نه به نمایش گذاشتن کمی شرکت کنندگان که برخی ها برای آن اهمیت
زیاد قایل هستند. درهمایش کارهایی انجام شد، حرفهایی گفته شد و نتیجه گیری هایی
بعمل آمد که لازم و امکان پذیربود.
این بیانیه، درحالیکه درسایت "پژوهشنامه" به نشر رسیده است، ولی بخاطر
آنکه بگونه عام به مسایل جدی روز و ازجمله در رابطه به محتوای برنامه های معین
سازمانی و انتخاباتی نیز می پردازد، بخاطر آگاهی بیشتر، برای انتشار به برخی از
سایت های انترنتی دیگر نیز فرستاده میشود تا هرگاه لازم پنداشته شود، بعنوان یک
مطلب پژوهشی فشرده، مورد استفاده قرار گیرد.
«کانون پژوهشگران افغانستان یک نهاد اجتماعی و فرهنگی با ماهیت غیر حزبی و غیر
وابسته دارای انگیزه های دانش پژوهی است، نه مسایلی چون ملیگرایی و ملحوظات دیگری
از اینگونه. درواقع، کانون پژوهشگران افغانستان، همانگونه که از نامش پیداست، بگونه
اختصاصی در رابطه به مسایل پژوهشی و به کار سازماندهی در میان پژوهشگران صرف نظر
از بود یا نبود وابستگیهای حزبی و سیاسی ایشان می پردازد، بدون اینکه هیچگونه پیش
شرط و پیشداوری ای بلحاظ سیاسی و سازمانی مطرح باشد». دوستان فرهیخته و گرامی:
تشریف آوری شما را دراین همایش که بخاطر بنیادگذاری نمایندگی کانون پژوهشگران
افغانستان در انگلستان و دفتر مرکزی آن درلندن برگزار گردیده است، صمیمانه خوش
آمدید می گویم و با ابراز سپاسگزاری از همکاری و همیاری تان، برای شما پیروزی آرزو
می نمایم.
درهمایش امروز، نمایندگانی از میان پژوهشگران، نویسندگان، شاعران و شخصیتهای
اجتماعی و فرهنگی که درانگلستان بسر میبرند، شرکت ورزیده اند. همچنان چند تن از
جوانان دانشجو و دانش آموختۀ دانشگاه های این کشور بگونه نمادین، فراخوانده شده
اند تا به مسایل پژوهشی و اجتماعی آشنایی و علاقمندی بیشتر، حاصل نمایند. زیرا یکی
از هدف های کانون، تشویق دانش پژوهشی از راه های گونه گون و تداوم بخشیدن به کار
پژوهشی است. لازم است از اداره این مکتب تاریخی و قدیمی لندن که امکان برگزاری این
همایش کوچک ولی با اهمیت و با کیفیت ما را درتالار زیبای آن فراهم کرده است و از
دوستان و بستگان خانوادگی که برای برپایی همایش همکاری می نمایند، سپاسگزاری ابراز
بدارم.
به اطلاع میرسانم که برگزاری این همایش، برپایه موازین بنیادنامه کانون پژوهشگران
افغانستان انجام گرفته است. بنیادنامه که در همایش بنیادگذار (مجمع مؤسس) کانون
درهامبورگ آلمان به تاریخ ۲۵ اپریل سال روان مورد تصویب قرار گرفت و برپایه پیشنهاد های ارائه شده
تکمیل گردید، در روزهای اخیر ازطریق وبسایت "پژوهشنامه" به دسترس
خوانندگان و مراجعه کنندگان قرار گرفته است. در این سند اصلی کانون، اهداف و
وظایف، نظام کاری و اجرائیوی و ویژگی های ساختاری آن بیان گردیده است. دربنیادنامه
آمده است که کانون پژوهشگران افغانستان یک نهاد پژوهشی و اجتماعی با ماهیت غیر
حزبی و غیر وابسته است و با شیوه های دموکراتیک و بگونه قانونی و علنی فعالیت می
نماید. درحالیکه این اصل برای سازمان های پژوهشی و اجتماعی پذیرفته شده پنداشته
مشود، ولی دررابطه به کانون گونه ای از برداشت ها در دوجهت بوجود آمده است. یکی
اینکه برخی ها اظهار میدارند که با پیوستن به کانون باید پیوندها و وابستگی های
حزبی و سیاسی را قطع کرد. دوم اینکه درهرحال، کانون پوششی برای پنهان کردن ماهیت
حزبی و سازمانی پیشین یا کنونی بنیادگذاران آن می باشد. ولی آشکارا باید اعلام کرد
که هردو برداشت و بی باوریهای دیگر از اینگونه، از بنیاد نادرست است. همانگونه که
در بنیادنامه اعلام گردیده است، اعضای کانون با داشتن یا نداشتن باورها و پیوندهای
حزبی و سازمانی پیشین یا کنونی خویش، میتوانند هموند و همکار کانون باشند.
به همینگونه چند نکته دیگر نیز قابل توضیح است. گفته میشود که دعوت شده ها و شرکت
کننده ها در همایش هامبورگ و هیئت رهبری کانون بلحاظ ترکیب ملی درافغانستان
نامتناسب بوده است. باید توضیح کرد که درگام نخست برخی از دعوت شدگان درهمایش
تشریف آورده نتوانستند و تمایل به همکاری نشان ندادند. دوم، کسانی در یک نهاد
اجتماعی گردهم میآیند که دارای بیشترین وجوه اشتراک ازلحاظ اندیشه و عمل باشند.
سوم اینکه، یک نهاد اجتماعی مانند یک سازمان دولتی یا حزبی تابع ملاحظات و مصلحت
های سیاسی نیست. درغیرآن، در بنیادنامه به صراحت آمده است که هیچگونه تبعیض وجود
ندارد. بنابرآن، تأکید میگردد که کانون پژوهشگران افغانستان یک نهاد اجتماعی و
فرهنگی با ماهیت غیر حزبی و غیر وابسته دارای انگیزه های دانش پژوهی است و نه
مسایلی چون ملیگرایی و ملحوظات دیگری از اینگونه. سوال عیبجویانه دیگر اینکه: چرا
همایش درهامبورگ برپاشد و محل برگزاری چنین بود و چنان. باید متذکر شد که بنابر
تسهیلات بیشتر ازلحاظ فاصله ها، امکانات مسافرت از کشورهای دیگر اروپایی و وجود
تالاری مناسب برای چنین برگزاری ها که درهامبورگ ازسوی دوستان خانوادگی مساعدت شده
بود، آنجا مناسب تشخیص گردید. درحالیکه نه من و نه همکاران توقعات زیادی از همایش
نداشتیم و امکانات انسانی و مادی بیشتر میسر نبود، ولی برخیها با چهره های حق بجانب
عیب جویانه ژست دایی بهتر از مادر را در می آورند. البته کمبودهایی چند درکار برگزاری
وجود داشت، مانند نقص در پخش صدا که ما رسماً از شرکت کنندگان پوزش خواستیم. ولی
درمجموع، همایش درفضای همکاری و همبستگی کامل برگزار گردید، نتیجه گیریهای لازم به
عمل آمد و تصامیم خوبی اتخاذ شد.
همچنان برخی سوال های شخصی نیز وجود دارد، مانند این که چرا من درکار ایجاد یک
نهاد اجتماعی غیرحزبی نقش داشته ام. اگر لازم باشد درچنین مواردی پاسخ بدهم و آنرا
نه مداخله جویانه، بلکه ناشی از حسن نیت بشمارم، باید اظهار نمایم که من پس از
استعفا از حزب وطن درسال ۱۹۹۱ هیچگاه عضویت کدام حزب و سازمان سیاسی دیگر را نپذیرفته ام یا عضو هیچ
سازمانی نبوده ام. ولی مناسبات معین همکاری و همسویی مشورتی با برخی از نیروها و
سازمانهای دموکراتیک و ترقیخواه (به ویژه با نهضت فراگیر دموکراسی و ترقی
افغانستان) داشته ام. برغم اینکه دربرابر من پس از بنیادگذاری کانون ازسوی برخی
اشخاص و گروه ها درمیان این سازمان ها، تبارگرایانه و حسودانه بدبینی ابراز می
گردد، ولی من درصورت ضرورت به همکاری مشورتی خویش با نیروهای ترقیخواه ادامه خواهم
داد. من هرگز از گذشته خویش و به حزبی که وابسته بودم ( جناح پرچم حزب دموکراتیک
خلق افغانستان) اظهار پشیمانی نکرده ام و پیوسته درموضع دفاع از ایده ها و
کارکردهای آن و از دستآوردهای حکومت یعنی شورای وزیران جمهوری دموکراتیک افغانستان
در دهه ۱۹۸۰ میلادی، قرار داشته ام و قرار خواهم
داشت. انگیزه من ازشرکت درکار پایه گذاری کانون پژوهشگران افغانستان، ناشی از
آرزومندی برای انجام خدمتی ممکن برای میهن و همدیاران ازطریق این کانون، درسن
بالای هفتاد و چهار سالگی زندگی، بوده است. ما درکانون پژوهشگران افغانستان تصمیم
داریم تا آنجاییکه امکانپذیر باشد با همکاری همدیگر به این امر تداوم ببخشیم، برغم
اینکه برای برخی ها بدون هیچگونه دلیل منطقی ناخوش آیند تلقی میگردد و درپی تخریب
و تبلیغ دروغین، افترا، پخش بدبینی ها، تهمت زنی ها، عیب جویی ها و دروغپردازی ها
هستند. همچنان برخی از افراد و گروه های معین پرسشهای ناوارد دیگری را از روی عیب
جویی بگونه غرض آلود مطرح می نمایند که چرا و به کیها پیام فرستاده شده است و
مطالب دیگر شخصی و در رابطه به کانون که درآینده به پاسخ ایشان پرداخته خواهد شد.
بنابرآن، لازم است درباره هویت و ماهیت کانون پژوهشگران افغانستان نکاتی چند را
توضیح بدهم.کانون تلاش می نماید تا شماری از پژوهشگران را که به خواست خود به آن
می پیوندند و همچنان کارهای پژوهشی ایشان را، بگونه بهتر سازمان بخشد و دانش پژوهی
را تا آنجاییکه میسر باشد، ترغیب و ترویج نماید. ادعایی وجود ندارد که این کانون
بتواند تمام عرصه های پژوهش علمی را سازماندهی یا رهبری نماید و یاگویا این عرصه
را زیر انحصار خویش درآورد. برعکس، کانون آرزومندی ابراز میدارد که ده ها نهاد
همگون ایجادگردد و با آنها فضای کار و همکاری مشترک را پدید آورد. به قول معروف:
«بگذار هزاران گل آرزو بشگفد»! درواقع، کانون پژوهشگران افغانستان، همانگونه که از
نامش پیداست، بگونه اختصاصی در رابطه به مسایل پژوهشی و به کار سازماندهی در میان
پژوهشگران صرف نظر از بود یا نبود وابستگیهای حزبی و سیاسی ایشان می پردازد، بدون
اینکه هیچگونه پیش شرط و پیشداوری ای بلحاظ سیاسی و سازمانی مطرح باشد.
کانون درحالیکه تلاش می ورزد تا خدمات پژوهشی، علمی و فرهنگی را برای مرم میهن
عرضه نماید، برخی از کارهای پژوهشی و اندیشه یی آن میتواند دربرخی موارد با برنامه
های این یا آن حزب یا سازمان سیاسی دموکراتیک بگونه عام یا با برنامه های انتخاباتی
آنها بگونه خاص تاحدودی همسویی و همخوانی داشته باشد. ولی این بمعنی وابستگی سیاسی
و سازمانی نخواهد بود.
کانون نه تنها درپی آن نیست که گویا با سیاستها و نیروهای سیاسی و اوضاع و احوالی
که در درون و برون افغانستان می گذرد بی میلی نشان بدهد، بلکه همکاری های متقابل
را سازمان خواهد داد. همه میدانند که برای شناخت بهتر جامعه، به پژوهش نیاز مبرم
وجود دارد تا برپایه آن ازجمله برنامه های احزاب و سازمانهای سیاسی و در شرایط کنونی
در رابطه به برنامه های انتخاباتی، بنا نهاده شود. اگرچه پژوهشهای پراگنده یی از
سوی پژوهشگران، اعضای احزاب و سازمانهای سیاسی پیشین و کنونی در زمینه های شناخت جامعه
و طرح های راهبردی برای تغییرآن انجام گرفته است؛ ولی جای یک نهاد سازماندهندۀ
پژوهش های با اعتبار و سراسری درمیان پژوهشگران در درون و برون افغانستان خالی به
نظر میر سید. کانون پژوهشگران افغانستان تلاش می نماید تا نخستین گام ها را دراین
زمینه بردارد و به سازماندهی، جمعبندی، نتیجه گیری و به کار گیری کارها و آثار
پژوهشی بپردازد، دانش پژوهی را تشویق و علاقمندی به خوانش و کاربٌرد پژوهش ها را
ترغیب نماید. البته، کانون درصورتی مؤفق به این امر خواهد شد که پژوهشگران و دانش
پژوهان گرامی از آن پشتیبانی نمایند و از این راه به مخاطبان، خوانندگان و کاربران
دسترسی یابند.
کانون برنامه های دراز مدت و کوتاه مدت کاری خویش را برای هر شش ماه تا دوسال
تنظیم خواهد کرد. این برنامه ها، درجلسات هیئت مدیره و مجمع عمومی و در هیئت های
اجرائیه نمایندگیها وهمایش های کانون مورد بررسی وارزیابی قرار خواهد گرفت. پژوهش
ها نه تنها در رابطه به مسایل عمده و سرنوشت ساز، چه مربوط به گذشته و چه در
دورنما، مطرح است که درباره آنها کارهای پژوهشی با مسئولیت، مستند بر مآخذ و منابع
با اعتبار، متکی بر اسناد، شواهد و مدارک تاریخی ضروری همراه با ارقام و آمار و
استوار بر حقیقت ها و واقعیت ها، انجام خواهد شد؛ بلکه بررسی مسایل روز نیز از
اهمیت ویژه ای برای کانون برخوردار خواهد بود.
بررسی مسایل عمده روز، مانند چگونگی تحقق دموکراسی، ایجاد نهادهای دموکراتیک
وجامعه مدنی، راه های تأمین عدالت اجتماعی، رعایت حقوق بشر، احترام به آزادی های
فردی و اجتماعی درافغانستان و بهبود شرایط زندگی مردم، گسترش آموزش و پرورش،
بهداشت و درمان و موارد دیگر اجتماعی پیوسته مورد توجه کانون خواهد بود. کانون به
جستجوی راه های عملی برای انجام بازسازی اقتصادی و اجتماعی، بهبود محیط زیست، ریشه
کن کردن عوامل فقر و بیکاری، براندختن تبعیض و بیعدالتی و ستم اجتماعی وملی، بررسی
خشونت های اجتماعی و خانوادگی بشمول زن ستیزی و کودک آزاری، پایان دادن به بی
ثباتی و بی امنیتی و به مسایل دیگر از همینگونه، خواهد پرداخت. ولی مبارزه برای
رشه کن کردن عوامل این ناهنجاریها و انجام خدمات اجتماعی، سازماندهی مبارزه و آوردن
تحولات اجتماعی بسود توده های مردم وظیفه دولت ها، احزاب و سازمانهای سیاسی دموکراتیک
و ترقیخواه است.
درمورد اینکه آیا اهمیت و مسئولیت چنین و ظیفه سترگ و خطیر درجو حاکم درکشور و
درجهان بدرستی درک گردیده است و آمادگی برای انجام آنها وجود دارد یانه، مورد سوال
است. بعنوان پاسخ مقدماتی به این پرسش مهم، باید گفت که صرف با تشکل و اتحاد عمل
گستردۀ مجموعۀ نیروهای واقعاً ترقیخواه و دموکراتیک جامعه ما دروجود یک جبهه یا
جنبش دموکراتیک و عدالتخواه، با اتخاذ سیاستی کارا و پویا درمطابقت با نیازهای
واقعی کنونی کشور و مردم و با ایفای مؤفقانه وظایف دموکراتیک، میتوان به مراحل
بعدی جنبش ملی، میهنی، دموکراتیک و عدالتخواهانه گام نهاد.
توجه به سرنوشت و وظایف جنبش موکراتیک و عدالتخواه درشرایط کنونی افغانستان که یکی
از حساسترین لحظات تاریخی خود را ازسر میگذراند، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
افغانستان بلحاظ امنیتی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به بحران نگران کننده ای درگیر
است. وضع امنیتی روز تاروز وخیمتر میشود. با موجودیت ده ها هزار تن افراد نظامی
بیش ازچهل کشور جهان، وضع امنیتی درکشور بهبود نیافته و تلاش جدی برای جایگزینی
نیروهای دفاعی میهنی بجای نیروهای نظامی بیگانه انجام نمی گیرد. شیوع فساد اداری و
نفوذ مافیای مواد مخدر و مافیای ثروت و قدرت در ارکان دولت و جامعه گسترش بیشتر می
یابد.
نابرابری های اجتماعی و ملی وخلای بزرگ میان فقر و ثروت وسیعتر و ژرف تر می شود.
تنگدستی، بیکاری، گرانی، قحطی و بی سرپناهی بگونه روزافزون دامنگیر بخشهای بیشتر
مردم و خانواده ها میگردد. برطبق آمار سازمانهای بین المللی، بیش از هفتاد درصد
مردم با درآمد کمتر از دودالر در روز، درتنگنای اقتصادی قرار گرفته اند و بیش از ۵۰ درصد مردم به زیر خط فقر و
محرومیت رانده شده اند. وضع اقتصادی زحمتکشان، پیشه وران و صنعتگران کشور درشهر و
ده یعنی کارگران و کشاورزان و اقشار و لایه های دیگر پایینی و میانه جامعه، رو به
وخامت گذاشته است. برپایه آمارها، از جمله ۱۵ ملیون نفر نیروی کار، ۴۰ درصد را بیکاران تشکیل میدهد و از
میان آنانیکه اشتغال به کار دارند، درصدی قابل ملاحظۀ کارگران صنعتی، خدماتی و
کشاورزی، فصلی و روزمزد هستند. اکثریت یعنی ۳۸ درصد جمعیت درکشاورزی، ۱۰ درصد درصنعت و ۱۲ درصد درخدمات اشتغال دارند. ولی درآمدها از لحاظ ترکیب
اقتصادی از این قرار است: ۳۸
درصد از کشاورزی، ۲۴ درصد از صنایع و ۳۸ درصد از خدمات (به استثنای
درآمدهای مواد مخدر که درحدود سه ملیارد دالر تخمین میگردد و بصورت غیر متناسب یک
اقلیت از آن بهره میبرند). کمتراز نیمی از بودجه عادی دولتی از درآمدهای داخلی
تأمین میگردد ونرخ تورم مواد مصرفی نزدیک به ۲۰ درصد است.
خشونت دربرابر زنان درجامعه و خانواده بیداد میکند و از آنان حمایت قانونی بعمل
نمی آید. کودکان خانواده های محروم، بی سرپرست و خیابان گرد مورد بیرحمی و بهره
کشی قرار می گیرند. کودک آزاری و زن ستیزی رواج عام یافته است. دربرخورد نسبت به
خانواده های بی سرپرست، معیوبین و معلولین، پناهندگان و پناه جویان بازگشت کننده و
بیجا شده، زندانیان و دیگر بخش های آسیب پذیر جامعه، بی اعتنایی صورت می گیرد.
اکثریت خانواده ها از دسترسی به امکانات آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، آب
آشامیدنی صحی و غذای کافی محروم مانده اند.
برخورد به مسأله بازسازی کشور از لحاظ اقتصادی کماکان شکلی و سطحی باقی مانده است.
کارخانه های دولتی که به مردم تعلق دارند، به حراج گذاشته شده اند. سیاست
نیولیبرالیستی زیر عنوان باصطلاح اقتصاد بازار آزاد به منشأ بسیاری از نابسامانیها
و ناهنجاریهای اجتماعی و ازجمله تمرکز ثروت درچند دست و گسترش فقر عمومی، گرانی و
تورم، مبدل گردیده است.
مشارکت مردم در اداره دولت به نمایندگی از ملیتها و اقوام گوناگون کشور، خصلت
نمایشی و تبعیض آمیز دارد و نیروهای اجتماعی فاقد نمایندگی خویش در دولت اند.
محافل حاکمه در دولت و جامعه از تمرکز گرایی پشتیبانی می نمایند و نظام پارلمانی و
واگذاری صلاحیتهای اجرائیوی به شوراهای محلی را که درمیان مردم طرفداران زیاد
دارد، مورد توجه قرار نمی دهند. سعی برآنست تا درآینده نیز تمام قدرت در دستان
شماری اندک و اما صاحبان امتیاز بصورت گردشی بچرخد و جامعه در راستای دوقطبی شدن،
فقیر و ثروتمند، حاکم و محکوم، بیش از پیش، سیر نماید.
نیروهای ارتجاعی و عقبگرا، تهاجم همه جانبه ای را بویژه درعرصه فرهنگ و دستآوردهای
محدود ملی و اجتماعی مردم به پیش می برند و آشکارا تلاش میورزند که چرخ تاریخ را
به عقب برگردانند. چنین تلاش ها بمعنی آنست تا پیش زمینه ها برای پیشداوری های
تبارگرایانه بوجود آید. یکی از ادعاهای بلند بالای محافل حاکمه کنونی در افغانستان
مبنی بر رعایت آزادی سیاسی و بویژه آزادی بیان درکشور، با بینش و کٌنش عقب گرایانه
فرهنگی در زمینه نشر و بیان، بارها ازسوی خود مقامات بالایی دولتی به چالش کشیده
شده است و فضای هراس انگیز مداخله جویانه، خود سانسوری را به روال عام در داخل
کشور مبدل کرده است. حتی در برون از آن، دراینجا دراروپای متمدن درمیان پناهندگان
نیز، برای تحمیل اراده، اندیشه و سیاستهای برتری جویانه و تمامیت خواهانه، آشکارا
تلاش صورت می گیرد و دربرابر دگراندیشی هیچگونه تحمل پذیری وجود ندارد. هدف بر
آنست تا با تهمت زنی و پخش افتراآت و هراس افگنی رسانه یی، خود سانسوری را بر
دیگران تحمیل نمایند. اینها همه نشان دهنده آنست که برخی از گروه های سیاسی از
دموکراسی و آزادی بیان، بگونه مشروط و صرف برای گروه های معین و در موارد معین
جانبداری می نمایند. با آنهم، تجربه بسیاری از کشورها گواه بر آنست که آزادی سیاسی
به تنهایی نمیتواند مانع گسترش نابرابری های اجتماعی، ملی و قومی گردد.
بیمورد نیست که درافغانستان کنونی، مسأله ملی و خواستهای فرهنگی- سیاسی ملیتهای
گوناگون مسکون درآن، بعنوان مضمون عمده به یک مسأله داغ و گرهی درمحافل و مجامع
روشنفکری و رسمی مبدل گردیده است. راهکار حل این مسأله تحقق عدالت اجتماعی، کثرت
گرایی ملی و سیاسی بر بنیاد دموکراتیک و برمبنای اراده آزاد و داوطلبانه ملیتهای
کشور در یک نظام فدرال و تأمین برابری حقوق شهروندی و ملی آنها است که میتواند
زمینه های واقعی را برای اتحاد آگاهانه تمام مردم افغانستان درکشور واحد با حفظ
تمامیت ارضی و تأمین صلح و امنیت دایمی، بوجود آورد.
مطالب بالا که میتواند درآینده بخشی از کارهای پژوهشی باشد، برای شناخت جامعه و
دریافت راه های برون رفت و حل مسایل کمک میکند و میتواند مورد استفاده احزاب
سیاسی، بویژه در موارد معین و ازجمله دراین بحبوحه مبارزات انتخاباتی قرار بگیرد.
کانون پژوهشگران افغانستان درآینده پروژه های اختصاصی را طرح و مطالعات، پژوهش ها
و تحلیل ها را پیرامون آنها سازمان خواهد داد و نتایج کاربٌردی آنها را به نشر
خواهد سپرد ویا دراختیار ارگانها، گروه ها و سازمانهای معین قرار خواهد داد. کانون
درنظر دارد که افزون بر نشرات انترنتی به نشر و نتیجه گیری کارهای عمده پژوهشی
درمجله ویژه علمی (فصلنامه یا گاهنامه) بپردازد و آنرا به مرجع ماندگار قابل
استفاده برای دانش پژوهان مبدل بسازد، شیوه های درست پژوهش علمی را ترویج نماید،
سطح پژوهش ها را بالا ببرد و آنها را معیاری بسازد. ما درنظر داریم که همکاری برخی
از دانشگاه ها را در زمینه پژوهش جلب نماییم تا کارهای پژوهشی معینی را سرپرستی
نمایند، پژوهش های گروهی را درمیان پژوهشگران رواج بدهیم، ازکارهای پژوهشی
پژوهشگران پشتیبانی نماییم و برخی از تازه های پژوهشی را ازهرکجا که باشد به نشر
بسپاریم.
انجام این کارها به زمان، پشتیبانی، همکاری، همیاری و همآهنگی شما یاران و دیگران
نیاز دارد. مردم افغانستان به کمک ضرورت دارند و پژوهش در زمینه های گوناگون در
جامعه ناشناخته کشور از اهمیت بزرگ کمک کننده برخوردار می باشد. بعنوان یک حقیقت
تلخ باید پذیرفت، آنانیکه نام افغانستان را می شناسند، در ذهن ایشان تصویری از یک
جامعه بسیار عقب مانده، تولید کننده شماره یک مواد مخدر، خشونت های خانوادگی، بی
امنیتی و فساد اداری، فقر و بیکاری، سطح بالای مرگ و میر، بی قانونی و بنیادگرایی
ترسیم میگردد، درحالیکه راه های برون رفت از این وضع وجود دارد. افزون برآن مردم
افغانستان تاریخ درخشان مبارزه آزدیخواهانه و دموکراتیک را ازسر گذرانده، ساختارها
و نظام های دولتی گوناگون و ازجمله نخستین حکومت دموکراتیک و مردمی را تجربه کرده
اند.
این همه نمایانگر آنست که برغم مداخلات خارجی و تحمیل عقب گردهای تاریخی، مردم
قدرت و صلاحیت در دست گرفتن سرنوشت خویش را دارند و امکانات بالقوه برای رشد و
توسعه اقتصادی و اجتماعی درافغانستان موجود است. ولی آنچه دارای اهمیت اصولی است
اینکه، با کار هدفمندانه، سطح آگاهی مردم را ارتقا بخشید تا بخاطر دست یابی به
عدالت اجتماعی، دموکراسی واقعی، آزادیهای فردی و اجتماعی و تأمین صلح و امنیت
درکشور، دریک جنبش ملی– دموکراتیک همگانی، شرکت ورزند.
به امید پیروزی مردم و کانون پژوهشگران افغانستان درخدمت مردم!
ازتوجه تان تشکر
|